تعدادی عکس قدیمی به دستم رسید که برای من سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است خاطراتی که هیچ وقت از ذهنمان پاک نخواهد شد و هرچه بود برای همان لحظه بود و دیگر تکرار شدنی نیست.
باز باران،با ترانه ميخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟خانه ات کو؟آن دل ديوانه ات کو؟
روزهاي کودکي کو؟فصل خوب سادگي کو؟
يادت آيد روز باران گردش يک روز ديرين؟
پس چه شد ديگر،کجا رفت؟خاطرات خوب و رنگين
در پس آن کوي بن بست در دل تو،آرزو هست؟
کودک خوشحال ديروز غرق در غمهاي امروز
ياد باران رفته از ياد آرزوها رفته بر باد
باز باران،باز باران ميخورد بر بام خانه
بي ترانه،بي بهانه، شايدم گم کرده خانه
عکسها مربوط به دانش آموزان ابتدایی مدرسه شهید علی احمد طاهری اوان است اگه اشتباه نکنم مربوط به سالهای 63 یا 64 باشه.
معلمان محترمی که در تصاویر حضور دارند آقای تیمور مسعودی و آقای خسرو کیایی هستند یادم هست که دوربین متعلق به آقای کیایی بود متاسفانه اسم خانم معلم ها را فراموش کرده ام
به این وسیله ضمن تبریک هفته معلم از زحمات این عزیزان تشکر می کنم و برای همه معلمان دلسوز آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.
اسم دانش آموزان را نمی نویسم تا این معما ها را خودتان حل کنید.
خودم هم تو این عکسها هستم!!
با تشکر از آقای اصغر طاهری بخاطر ارسال عکسها و آقای حسن طاهری بخاطر شعر زیبایی که فرستادند.














































